عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
861
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
الحزن و الحذر : سزاوار است براى كسى كه نفس خود را شناخت به اين كه از اندوه و ترس از كار آخرت جدائى نگيرد . 17 ينبغي لمن عرف الزّمان ان لا يأمن صروفه سزاوار است براى كسى كه روزگار را شناخت به اين كه ايمن از گردشهاى گوناگون آن ننشيند . 18 ينبغي لمن عرف النّاس ان يزهد فيما ايديهم سزاوار است براى كسى كه مردم را شناخت به اين كه در آنچه كه در دستهاى مردم است زهد و كنارهگيرى را اختيار نمايد . 19 ينبغي لمن عرف الأشرار ان يعتزلهم : سزاوار است كسى كه ناكسان را مى شناسد به اين كه از آنها كنارهگيرى ( و با آنها در نياميزد ) . 20 ينبغي لمن عرف الفجّار ان لا يعمل عملهم : سزاوار است براى كسى كه بد كاران را مى شناسد به اين كه خودش مانند آنها عمل نكند . 21 ينبغي للعاقل ان يكتسب بماله الحمد و يصون نفسه عن المسألة : سزاوار است كه مرد خرد با مالش ستايش مردم را بدست آرد ( و با آنها بخشش نمايد ) و خودش را از در خواست از مردم نگهدارى كند . 22 ينبغي ان يكون افعال الرّجل احسن من اقواله و لا يكون اقواله احسن من افعاله : سزاوار است كه كردار مرد بهتر از گفتارش باشد و نبايد كه گفتارش از كردارش بهتر باشد . 23 ينبغي للعاقل ان يخاطب الجاهل مخاطبة الطّبيب المريض : سزاوار است كه مرد خرد نادان را خطاب كند همانطور كه طبيب مريض را خطاب مىكند و دستور مىدهد . 24 ينبغي ان يتداوى المؤمن من ادواء الدّنيا كما يتداوى ذو العلّة و يحتمى من شهواتها و لذّاتها كما يحتمى المريض : سزاوار است كه مرد مؤمن دردهاى دنيا را از خويش مداوا نمايد بدانسانكه شخص بيمار مداوا مىكند و از شهوات و لذّتهايش بپرهيزد همانطور كه شخص دردمند و مريض مى پرهيزد . 25 ينبغي ان يكون علم الرّجل زائدا على نطقه و عقله غالبا على لسانه : سزاوار است كه علم مرد بر گفتارش بچربد و عقلش بر زبانش پيشى گيرد و غالب باشد . 26 ينبغي ان يكون الرّجل مهيمنا على نفسه